گفتگو با خانواده و دوستان شهيد «حجت الله رحيمي» همت نسل سوم؛





به گزارش رزمندگان شمال، شهيدكربلايي «حجت الله رحيمي» يكي از آنهايي است كه به حق، فرموده امام خامنه‌اي را بار ديگر به منصه ظهور رساند كه:« آن روزها دروازه‌اي براي شهادت داشتيم، امّا امروز معبري تنگ! هنوز هم براي شهادت فرصت هست، دل را بايد صاف كرد.» آري شهيد حجت‌الله رحيمي مي‌شود شهيد ابراهيم همت نسل سوم، كه برايمان سرود ولايتمداري سر مي‌دهد و همواره عشق مادرش زهرا(س) را در دل فرياد مي‌زند.

 او از همان‌هايي است كه اگر اتاقش شده است سنگر شهدا و حجله‌اش را با دستان خود آذين كرده پس بي‌شك به آن عمل مي‌كند. او از آن دسته انسان‌هايي نيست كه عكس شهدا را به ديوار بزنند و عكس شهدا عمل كند. او از آنجا مي‌شود شهيد حجت الله رحيمي كه مكان و زمان شهادتش هم بر او واضح و لحظه شهادتش ذكر نام حضرت زهرا (س)زمزمه دروني‌اش مي‌شود. هم‌صحبتي ما با حاج صفدر رحيمي پدر شهيدكه خود از رزمندگان هشت سال دوران دفاع مقدس است و ليلا شريفي مادري مهربان كه تمام حرف‌هايش درباره فرزندش را با اشك بيان كرد. او با افتخار عاشق شد و پاداش عشق به پروردگارش را هم گرفت. هم او كه در وصيتنامه‌اش چنين نگاشت:

«پروردگارا! تو خود گفتي هر كه عاشق من باشد، عاشقش خواهم بود و هر كه را عاشق باشم شهيدش مي‌كنم، و خونبهاي شهادتش را نيز خود خواهم پرداخت.

خدايا! من عاشق توام، پس خونبهايم را كه شهادت است به من پرداخت كن.....»

آنچه پيش رو داريد، گفت وگوي جوان با خانواده و دوستان شهيد است، با هم بخوانيم:

حجت الله در ۲۴ اسفند ۱۳۶۸در روستاي زير مورد دهستان هپرو از توابع بخش مركزي شهرستان باغملك در خانواده‌اي مومن و مذهبي به دنيا آمد و در سال ۱۳۷۹ در سن ۱۱ سالگي به عضويت پايگاه مقاومت بسيج حضرت امام حسين (ع) مسجد سيد الشهدا (ع) در باغملك در آمد و فعاليت‌هاي مذهبي خود را به عنوان موذن در آن مسجد آغاز كرد.

سال ۱۳۸۴ فعاليت‌هاي رزمي و فرهنگي خود را گسترش داد. در ابتدا به عنوان مسئول اطلاعات و سپس به عنوان مسئول فرهنگي پايگاه مقاومت امام حسين(ع)منصوب شد. وي همچنين از سال ۱۳۸۰در هيئت‌هاي مساجد و هيئت‌هاي باغملك مداحي مي‌كرد.

شهيد در سال ۱۳۸۵هيئت خانگي نور ائمه را با هدف گسترش فرهنگ معنوي اهل بيت عصمت و طهارت(ع)راه اندازي كرد و در طول مدت فعاليت خود توانست صدها مراسم مذهبي را در سطح شهرستان و استان خوزستان برگزار كند. او كه از محبوبيت خاصي در بين جوانان و دوستانش برخوردار بود، توانست جوانان زيادي را به محافل و هيئت‌هاي مذهبي جذب نمايد، كه اين نوع فعاليت در سطح استان بي‌نظير بود. پس از راه اندازي اين هيئت از سال ۱۳۸۶ به عنوان خادم‌الشهدا در ستاد راهيان نور كشور در مناطق جنوب فعاليت مي‌كرد.به‌رغم فعاليت‌ها و روحيه شهيد حجت در مناطق عملياتي به‌عنوان خادم الشهدا با نيروي زميني ارتش فعاليت داشت كه اين نگرش حاكي از روح بلند وي بوده است. او دانشجوي سال سوم دانشگاه آزاد باغملك، رشته كامپيوتربود.

محل شهادت، پادگان دژ خرمشهر

شهيد در سال ۱۳۹۰به عنوان مسئول بسيج دانشجوي دانشگاه آزاد باغ‌ملك منصوب شد. شهيد در حالي كه تنها ۷ روز تا تولد ۲۳ سالگي‌اش باقي مانده بود در ساعت هفت و۴۵ دقيقه مورخ ۱۸ اسفند ماه ۱۳۹۰در شلمچه خرمشهر زماني كه مشغول هدايت اتوبوس‌هاي كاروان نور بسيج دانشجويي دانشگاه لرستان به سمت يادمان والفجر ۸ منطقه اروند كنار بود، دچار سانحه شد و چون مادرش حضرت زهرا (س) با پهلو شكسته و صورتي كبود دعوت حق را لبيك گفت و به شهادت رسيد. سال ۱۳۸۷ اتاقش را مانند يك حجله درست كرد. اتاقش همچون يك سنگر پر از عكس‌ها و ياد رزمندگان۸ سال دفاع مقدس بود. روح بلندي داشت. هر سال كه به راهيان نور مي‌رفت وصيتنامه‌اي مي‌نوشت و در انتهاي وصيتنامه‌اش محل شهادت را خالي مي‌گذاشت. حجت چهار سالي مي‌شد كه خادم الشهدا شده بود و ما نمي‌دانستيم، فقط مي‌دانستيم كه رفته است به مناطق عملياتي، همين.

همه تلاشش برا ي خدا بود. مسئول گروهشان در راهيان نور كه آمد تازه ما متوجه شده بوديم كه چه كاره است و چه مي‌كند. خيلي از مسائل را ما در تشييع جنازه‌اش متوجه شديم. او عاشق شهدا بود و از همه بيشتر هم عاشق شهيد همت. خودش هم شبيه اوست دوستدارانش او را به شهيد همت نسل سوم لقب داده‌اند و مي‌شناسند. در فتنه سال ۱۳۸۸بسيار نگران بود بيشتر از همه نگران حضرت آقا بود، مي‌گفت: «نمي‌‌دانم چرا ايشان را ناراحت مي‌كنند. شعر‌هاي زيادي هم در همين زمينه سرود. بيشتر در بحث بصيرت‌افزايي بود. اكثر سروده‌هايش در مدح ولايت بود و خدايي

هميشه ذكرش يا فاطمه‌الزهرا بود با هر كسي هم كلام مي‌شد ابتدا و انتهاي صحبتش يازهرا بود و يا علي.

خانه‌ام شده، حسينيه شهيد حجت‌الله رحيمي

يك روز قبل از شهادتش يعني چهارشنبه اهواز بودم، ساعت حدود ۱۰ يا ۱۱ بود به حجت زنگ زدم كه مي‌خواهم برايت ماشين بخرم كي مي‌آيي؟! اصلاً خوشحال نشد گفت تا ببينم چه مي‌شود. به هيچ عنوان براي مال دنيا ارزشي قائل نبود. فرداي آن روز يعني پنج‌شنبه تلفن همراهم زنگ خورد كه امام جمعه و فرمانده سپاه، بچه‌هاي بنياد شهيد و... مي‌خواهند به منزل ما بيايند، ۱۵ نفري بودند اول فكر مي‌كردم بحث انتخابات است بعد كه آمدند، تازه متوجه شدم چه اتفاقي افتاده گفتند: حجت... گفتم خوش به حالش، خودش هم مي‌دانست كه اين بار به شهادت مي‌رسد.

 ما خودمان حجت را از ۱۹ اسفند ۱۳۹۰شناختيم؛ هم خودش را هم كردار و رفتارش را. يادواره‌هاي زيادي هم براي حجت گرفتند. خيلي‌ها بعد از شهادت حجت تغيير كردند، هم ديده‌ايم و هم خودشان به ما گفتند. اتاق حجت در خانه ما تبديل به يك غرفه فرهنگي شده است. هيچگاه حال و هواي اتاقش را تغيير نمي‌دهيم. من به حجت قول داده بودم كه برايش يك حسينيه درست كنم. زميني داشتم آن را فروختم تا حسينيه را درست كنم. خانه‌ام حالا شده حسينيه شهيد حجت‌الله رحيمي. هميشه ذكر هيئت‌هاي مداحي‌اش اين بود هر كه دوست دارد بدنش براي فاطمه زهرا (س)و مهدي فاطمه‌(س) تكه پاره شود صلوات بفرستد. . . .

خدا به وعده‌اش عمل كرد

من ليلا شريفي، مادر حجت‌الله هستم. پسرم عاشق حضرت زهرا بود. او چون يك فرشته در دستم به امانت بود كه به لطف خداوند امانت را به صاحبش سپردم. دعايش مي‌كردم. من هميشه خيرش را مي‌خواستم. به خدا مي‌گويم من هميشه مديونش هستم. چراكه فرزندم را نوكر حضرت زهرا (س) و اهل بيت (ع) كرد. عشق شهدا در دلش بود و زمزمه «يا زهرا» از لبانش نمي‌رفت. چون مادرش حضرت زهرا هم مظلومانه شهيد شد. همه فكرش اين بود كه بايد راه شهدا را ادامه بدهيم و پشت سر ولايت فقيه باشيم و دل آقا را به دست بياوريم. من خوشحالم كه پسرم قدم در راه دين، اسلام، قرآن، امام، ولايت و شهدا گذاشت.

اگر امروز پسر ديگرم حسين هم در راه اسلام و قرآن برود من راضيم. اصلاً ناراحت رفتن حجت نيستم او زنده است و من خوشحالم...

جايش خالي است، اين برايم كمي سخت است. سال هاست كه حجت به اين راه‌ها مي‌رود و من از اين بابت بسيار خوشحال بودم. اتاقش پر بود از عكس‌هاي شهدا. من هم هميشه همراهيش مي‌كردم. مي‌گفت:«مامان تو برايم دعاكن تا شهيد شوم من هم برايش دعا مي‌كردم.» دو هفته قبل از رفتنش به مناطق عملياتي به من گفت كه:«بنده خدايي به من گفته كه اين سفر آخر است و اين روزها شهيد مي‌شوم.» من هم خنديدم وگفتم: «بهتر كه شهيد بشوي. اينكه آرزوي تو بوده

آخرين بار هم رفتيم زيارت شهداي گمنام نگاهش كه مي‌كردم حال و هواي عجيبي داشت. شب جمعه در دعاي كميل خيلي بي‌تابي كردم، به خوابم آمد. در اتاقش بودم، خنديد وگفت:«مادر چرا ناراحتيد. خداوند به وعده‌اش عمل كرد

من با حجت ۱۴ سال تفاوت سني دارم، خيلي با هم صميمي بوديم، رابطه ما جداي رابطه مادر و فرزندي بود، قبل از هر چيزي با هم دوست بوديم. در تمام برنامه‌ها همراهش مي‌رفتم از مداحي‌هايش لذت مي‌بردم. هميشه با هم قدم زنان به سمت مسجد مي‌رفتيم به وبلاگش كه سر بزنيد متوجه علاقه او نسبت به شهدا خواهيد شد. در حوادث سال ۸۸ بسيار نگران امام خامنه‌اي بودند، دلش آشوب بود. مي‌گفت: دل آقا را نبايد خون كرد.

كلام آخر

طرف صحبت من خطاب به مادران شهداست، آن روزها در دوران دفاع مقدس اگر پسر من نبود كه در ميادين نبرد حاضر شود و از كشورش دفاع كند امروز اما، ثابت كرد كه ادامه دهنده راه شهداي شماست. من خدا را شكر مي‌كنم كه فرزندم درخرمشهر خونش ريخته شد. حضرت زهرا برايش مادري كرد. از جوان‌ها مي‌خواهم پا روي خون شهدا نگذارند.  


شهيد همت نسل سوم، از زبان دوستانش

علي مقدس:

من با حجت رفاقت چهار و پنج ساله داشتم كار ما با مؤسسه طلايه‌داران نور آفاق آغاز شد، يعني از سال 1385. خادمان راهيان نور دو دسته‌اند. بچه‌هاي مقر و بچه‌هاي تيم.

او از نيرو‌هاي مقر بود. حجت از بيمارستان صحرايي امام علي‌(ع) كار خود را آغاز كرد. ابتدا يعني تا سال 1388 هم جزو بچه‌هاي مقر بود و بچه‌هاي مقر براي خدمات‌رساني زائران در بحث خوراك و امكانات فعاليت مي‌كردند و بچه‌هاي تيم هم زائران را در مناطق عملياتي راهنمايي مي‌كردند و به سؤالات آنها يا بحث‌ها‌ي آنها پاسخ مي‌دادند.

حجت دوست داشت هم پاي زائران در مناطق بيايد و با آنها باشد. چند سالي با درخواست او مخالفت شد. تا سال 89، او با همه گرايش‌ها و زائران كار مي‌كرد و به ما فهماند كه مي‌تواند از پس كارش بر بيايد.

بهروز شهرياري روحاني هيئت و سخنران:

 گاهي اوقات كه من در برخي موارد و به خاطر كار افرادي ديگر، عصباني مي‌شدم، او بيشتر صبوري مي‌كرد و به من هم مي‌آموخت كه صبور باشم،  مي‌گفت حاجي ببخش، حلالشان كن.

دعاي ندبه آخر از همه بچه‌ها خداحافظي كرد و حلاليت طلبيد گفتم مگر مي‌خواهي بروي و برنگردي‌؟! گفت: «بله دعا كن، احتمالاً همين جوري شود،» گفتم كار دانشگاه؟!! خنديد و گفت: «اونطرف»

خوابش را هم من ديده بودم، تعبيرش را از آيت‌الله مكارم شيرازي پرسيدم: ايشان گفتند اين بنده خدا را اگر دوستش داريد بگوييد امسال نيايد به منطقه.

هر كاري كرديم نتوانستيم راضي‌اش كنيم. ناراحت هم شد، بالاخره از هر راهي كه مي‌توانست آمد و سرانجام در همان محلي كه ما خوابش را ديده بوديم به شهادت رسيد.

اهل اين دنيا نبود، خداحافظي كرد و رفت. همان روز شهادت هم زنگ زدم، چند ساعت به شهادتش گفتم: مي‌دوني چند روز هست كه براي ما نخوندي گفت: «دارم اتوبوس‌ها را بدرقه مي‌كنم، آخرش مي‌آم، حلال كنيد به دوستان هم بگوييد حلال كنند

نيروي ارزشي و ولايتي بود براي ما، جايش بسيار خالي است، بچه‌ها نمي‌توانند فقدانش را پر كنند.

سيدعلي حسيني:

در پادگان دژ هم شب آخر را نخوابيده بود تا صبح بيدار بود بچه‌ها گفته بودند بخواب فردا كار داريم گفته بود من فردا مي‌روم به كربلا. با شما نيستم و گريه كرده بود.

من در اتوبوس راهيان نور دانشگاه لرستان مسئول بودم. همه ما سوار اتوبوس‌ها آماده شده بوديم تا به سمت اروندكنار حركت كنيم، حجت هنگام هدايت اتوبوس‌ها به سمت يادمان والفجر 8، دچار حادثه شد و به شهادت رسيد.

به محض اينكه بالاي سرش رفتم با ذكر «السلام عليك يا فاطمه الزهرا(س) دعوت حق را لبيك گفت. بعد‌ها فهميدم كه چقدر نسبت به خانم ارادت و علاقه داشته است. من فقط دوسه روزي بود كه او را مي‌شناختم اما همه بچه‌ها مجذوب او شده بودند همراه خودش كوله‌‌ا‌ي داشت كه در يادمان‌ها و مناطق عملياتي همراهش بود كه صحبت‌هاي شهيد مرتضي آويني و نوحه براي بچه‌ها پخش مي‌كرد. توفيق آشنايي با حجت را داشتم و از همه خصلت‌ها يا بيشتر از همه مي‌توانم به ارادت و اخلاص او به اهل بيت(ع) اشاره كنم.

حسين يزدي:

اصلاً اهل خودبيني و كلاس گذاشتن نبود، با همه مهربان و خوشرو بود.

كارهايش را با اخلاص انجام مي‌داد. و در كارهايش پشتكار عجيبي داشت. اگر مي‌خواست كاري انجام بدهد تا آخرش مي‌ايستاد حتي اگر كسي كمكش نمي‌كرد. خندهرو و خوش برخورد بود و به قول خودماني خيلي تو دل برو بود. براي همين خيلي‌ها مجذوبش شده بودند.

به خاطر همين در تشييع‌اش همه شهر آمده بودند.

يك روز دعوتم كردند هيئت نورالائمه، وقتي رفتم نشستم ديدم براي خودش مي‌خواند و گريه مي‌كرد. در حال و هواي ديگري بود.

بعد مراسم به بچه‌ها گفتم: «هواي ايشون را داشته باشيد، خيلي نور بالا مي‌زند

دست نوشته‌ی عرفانی شهيد حجت‌الله رحيمي كه براي امام زمان(عج) نوشته :

تقديم به ساحت مهدي فاطمه (عج)

مهدي جان!

«سلام الله عليك يا اباصالح المهدي ادركني»

آقاي من! تو هم نشانه الله هستي و هم نشاني از او داري

خداوند از فرط پيدايي از ديده‌ها پنهان مانده و تو هم چنيني!

«اي واي بر ما كه كوري خود را هميشه با تعبير غيبت تو مي‌آوريم» و در اين مسئله هم تو را متهم مي‌كنيم و دائم مي‌گوييم «تو بيا» اما نمي‌دانيم كه هم تو آمده‌اي و هم آماده‌اي ولي تنها نداي هل‌من ناصر تو غريبانه‌تر از جدت حسين (ع) است و هيچ گوش شنوايي براي اين نداي مظلومانه نمي‌يابي... آيا غير از اين است؟ اگر اين سخن درست نيست پس چرا سعادت ديدار از ما سلب شده؟ آري مولاي من!  جواب اين است كه ما در پس پرده گناهان خويش غايبيم و او را غايب مي‌خوانيم و اين جهل است و به اين ترتيب تا ابدالدهر در اين جهل مي‌مانيم.

مولاجان! مددي كن تا از اين جهالت محض بيرون رويم و به نور وجودت رهنمونمان كن تا تو را درك كنيم و درد دلهايت را بشنويم.

مهدي فاطمه! مرا ببخش كه در اين تمنا هم صادق نيستم. آخر نه اينكه همه عاقلان گفته‌اند جاروب كن تو خانه سپس ميهمان ؟؟ولي من غافل باز هم در عوض تطهير دل به تمناي ورود تو نشسته‌ام ولي يك بار به من حق بده. آخر مي‌دانم كه تطهير دل نيز به مدد تو ميسر نيست پس مولاي من مرا مددي برسان تا دلم از غيرالله پاك كنم و با عنايت مادرت «فاطمه» نوكر شما شوم.

پس با تجلي نور او در اين سراي كوچك پاي بنه

و با ظهورت مرا بپروران

آمين يا رب‌العالمين

منبع http://www.razmandeshomal.ir/showpost.asp?id=5814

عکس شهید حجت الله رحیمی با رضا هلالی مداح اهل بیت

مداحی بسیاز زیبا از شهید حجت الله

منو خار صحرا تو و بیقراری

گو گناهم چه بود؟

در گفتگو بود زدن

حجت الله رحیمیwww.sabk-madahi.blogfa.com

مداحی شهید حجت د ر مورد بیداری اسلامی

لینک دانلود : http://uplod.ir/3hwvaixmeke4/bidari_eslami.mp3.htm
نام فایل: bidari_eslami.mp3
حجم: 1.2 Mb

نامه ای به برادر شهیدم

نامه ای به برادر شهیدم

سلام. سلامی از روی زمین به تو‌ ای یار آسمانی سفر کرده. زمانی تو را شناختم که تو از این دنیای فانی پر کشیده و به دیار باقی شتافته بودی...

حجت الله برادر شهیدم تو حجت را تمام کردی و همانطور که آرزویت بود به دیدار معشقوت بال گشودی.

آپلودآپلود

 

به راستی چه رازیست بین تو و سید مجتبی نمی دانم!!! ولی می دانم هزاران راز است.......

واین دو عکس...... با من حرف ها دارند...!!!

منبع http://sarbazevelayat67.blogfa.com/

ادامه نوشته

مداحی

حالی میده تو حرم نوحه خونی

تصویر شهید حجت الله رحیمی

شهید حجت الله رحیمی

شهید حجت الله رحیمی

چند مداحی صوتی شهید حجت الله رحیمی

 

شهید حجت الله رحیمی

مناجات با امام زمان عج  

روضه حضرت خانم رقیه سلام الله علیها

واحد رقیه بنت الحسین ع

زمینه بابا تو نبودی

نوحه سنگین هر کی سراغمو گرفت     

شور شبای خوبه من شبای بارونی

راه اندازی وبلاگ حجت پوستر

 این وبلاگ برای نشر هر چه بهتر مطالب، نیازمند تصاویری با کیفیت مطلوب از شهید حجت اله رحیمی می باشد که برای طراحی پوستر مورد استفاده قرار گیرد.عکسها ی با کیفیت بالای خود را به ایمیل  Faramarzi.1988@Gmail.com ارسال فرمایید

مدیر وبلاگ-علیرضا فرامرزی فرد

آدرس وبلاگ

http://hojatposter.persianblog.ir/

گفتگو با خانواده شهيد حجت‌الله رحيمي در روزنامه جوان

شهید حجت الله رحیمی
 
گفتگو با خانواده شهيد حجت‌الله رحيمي: بيرق ما چادر خاكي توست

روزنامه جوان: شهيدكربلايي «حجت الله رحيمي» يكي از آنهايي است كه به حق، فرموده امام خامنه‌اي را بار ديگر به منصه ظهور رساند كه:« آن روزها دروازه‌اي براي شهادت داشتيم، امّا امروز معبري تنگ! هنوز هم براي شهادت فرصت هست، دل را بايد صاف كرد.»آري شهيد حجت‌الله رحيمي مي‌شود شهيد ابراهيم همت نسل سوم، كه برايمان سرود ولايتمداري سر مي‌دهد و همواره عشق مادرش زهرا(س) را در دل فرياد مي‌زند.

مطلب روزنامه جوان با عنوان شهید حجت الله رحیمی همت نسل سوم را در صفحه ۱۰ این روزنامه بخوانید

 

لینک سایت رجا نیوز - جوان آنلاین - فارس نیوز

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=126324

http://www.javanonline.ir/vdcayanyo49niu1.k5k4.html

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910226001341

به همت سر کار خانم صغری خیل‌فرهنگ

ادامه نوشته

کلیپ از تصاویر شهید حجت

http://uplod.ir/w3cw3x0fbs35/shahab.mp4.htm

منبع http://arasat.mihanblog.com/

ولادت حضرت زهرا ....

 

مولودی خوانی احمد واعظی در شب میلاد حضرت فاطمه (س)

 

Click for larger version

حجره شهید حجت رحیمی ...

 

بسم رب الشهدا والصدیقین

اتاق آقا حجت توسط خود ایشان سه سال و نیم پیش طراحی شده بوده...

هنگامی که نوزده سال داشتند...

عکس های شهدا را میبینید و عکس های خودش را که کنار ایشان نصب کرده بوده با جملاتی چون:

آخرش حاجتمو من می گیرم و ...

فضای ساده و معنوی اتاق، از کاغذهای روغنی پس زمینه ی دیوار که به عکس شهدا و امام ایشان مزین شده گرفته تا دو مبل کهنه و تمیز،تخت خواب،کتابخانه و رایانه در حجره دوازده متر مربعی شهید حجت را در عکس های زیر میتوانید مشاهده کنید...

حجت در سه سال ونیم پیش بر ورودی آن نوشت حجره شهید حجت رحیمی

الان هم شده نماد و سمبل جوانان بسیجی نسل سوم انقلاب

حجره شهید حجت

حجره شهید حجت

چند عکس دیگر از اتاق شهید حجت را در ادامه ببینید

ادامه نوشته

مداحی تصویری از شهید حجت

 

به یاد شهید حجت الله رحیمی 

 

یه مداحی دیدنی از شهید کربلایی حجت الله رحیمی
دریافت فایل تصویریmp4 حجم:۲۰،۱۶مگابایت
سلامتی آقا امام زمان(عج) و امام خامنه ای صلوات

منبع مدافع کلیپ

مداحی صوتی شهید حجت الله رحیمی


 
 
 

دل نوشته ای از شهید حجت الله رحیمی




عکس شهید حجت

فرازی از وصیت نامه :

پروردگارا ! تو خود گفتی هر که عاشق من باشد ،

عاشقش خواهم بود و هر که را عاشق باشم شهیدش میکنم ،

 و خون بهای شهادتش را نیز خود خواهم پرداخت . خدایا ! من عاشق توام ،

پس خون بهــــــــــــــــــــــــــــــایم را که شهــــــــــــــــــــــــــــــــــادت است به من پرداخت کن

عکس شهید حجت الله رحیمی

شهید حجت الله رحیمی

یا مهدی ادرکنییا مهدی ادرکنی



خدایا

در شهادت چه لذتی است که

مخلصان تو به دنبال آن اشک شوق می ریزند

و این گونه شتابان اند






مداحی شهید حجت الله رحیمی

می سوزم از زهره كینه كجایی ای مادر

یادواره شهید حجت الله رحیمی در شهر قلعه تل

سدید نیوز/ یادواره شهید حجت الله رحیمی در شهر قلعه تل باغملک برگزار شد.

در این یادواره حجت الاسلام و المسلمین عزت مرادی از مبلغین حوزه علمیه قم ضمن ادای احترام به مقام شامخ شهیدان گفت: ما مهمان شهدا هستیم، هر کس با دل در این مجلس حاضر شده باشد شهدا با او سخن خوهند گفت.
وی در ادامه انسان ها را به 4 دسته تقسیم کرد و گفت: اگر انسان فکر و درایت همراه با احساسات و عواطف انسانی را در خود فعال کند شکم و شهوت تحت الشعاع قرار خواهند گرفت و آنچه رضای خداوند است از شکم و شهوت استفاده می کند.
مرادی ادامه داد: اگر انسان از فکر و درایت همراه با احساسات و عواطف انسانی درست استفاده نکرد و کنترل آنها از دست او خارج شد انسانیت از وجودش خارج می شود و در نتیجه شکم و شهوت بر او حاکم می شود.
این مبلغ اعزامی از حوزه علمیه قم در ادامه به رویدادهای بوقوع پیوسته در زمان انقلاب اشاره کرد و گفت: آنچه نهضت امام خمینی (ره) با حضور جوانان و بسیجیان بوقوع پیوست حاکمیت فکر و درایت همراه با احساسات و عواطف انسانی بود که بوسیله آن رزمندگان و شهدای والامقام ایثارگری و جانفشانی از خود نشان دادند.
وی افزود: آنان که جان خود را در کف گرفتند نظام فکر و درایت همراه با احساسات و عواطف انسانی را بر خود حاکم کردند تا نظام شکم و شهوت دور گذاشته شود.
وی در پایان گفت: شهدا در دوران دفاع مقدس اهمیت دفاع را در ناموس ، اسلام و قرآن می دیدند و در این راه با خداوند متعال عشق بازی کردند و به همین خاطر حضرت امام خمینی (ره) خواندن وصیت نامه شهدای عزیز را با دهها سال مساوی می داند.
شهید کربلایی حجت‌الله‌ رحیمی مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد باغملک از بسیجیان و مداحان خستگی ناپذیر این شهرستان بود که ازسوی ستاد مرکزی راهیان نور کشور به عنوان خادم الشهدا مشغول خدمت رسانی به کاروان‌های راهیان نور بود.
وی در 24 اسفند سال 1368 در باغملک به دنیا آمد و در صبح روز پنجشنبه 18 اسفندماه سال 1390 در پادگان دژ شهرستان خرمشهر هنگام انجام ماموریت شربت گوارای شهادت را نوشید وبه آروزی دیرینه‌ خود، شهادت در راه خدا نائل آمد.

یادواره شهید رحیمی در شهر باغملک

 

عکس شهید حجت

یادواره شهید حجت الله رحیمی در با حضور اقشارمختلف مردم شهر صیدون باغ ملک برگزار شد.

در این یادواره که به همت هیئت انصارالمهدی(عج) و پایگاههای مقاومت بسیج در مسجد حضرت امام علی (ع) صیدون برگزار شد، حجت الاسلام والمسلمین بهروز شهریاری از روحانیون شهرستان باغ ملک در سخنانی ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای والامقام ، با بیان این مطلب که داشتن بصیرت یک نیاز مبرم برای جوانان امروزی است،گفت: امروز وظیفه جوانان نسل سومی همچون شهید حجت الله رحیمی به مراتب سنگین تر از مقابله با جنگ سخت در دوران اول انقلاب است.

http://moje4news.com/#Scene_1

 

ادامه مطلب را با ذکر صلوات بخوانید ..

 

ادامه نوشته

تو چگونه در غیبتی .... دل نوشته ای از شهید حجت الله رحیمی

دست نوشته ای از شهید حجت الله رحیمی

http://avinar29.blogfa.com/

برگزاری مراسم بزرگداشت شهید حجت در قلعه تل و صیدون

مراسم گرامیداشت یاد و خاطره مداح اهل بیت  دانشجوی بسیجی شهید حجت الله رحیمی با حضور صدها نفر از مردم متدین و خانواده معظم شهدا وبسیجیان شهرهای صیدون - قلعه تل و محله منجنیق در تاریخ های  ۸/۲/۱۳۹۱ و ۹/۲/۱۳۹۱ برگزار گردید .

در این مراسم های گرامیداشت مداحان اهل بیت در سوگ حضرت زهرا به سوگواری پرداختند و یاد شهید رحیمی را گرامی داشتند .